تبليغاتX
شاید این جمعه بیاید شاید

فضاي تو چقدر غم فزاست اي كوفه

                                                                       بگو امام غريبت كجاست اي كوفه

صداي يا ابتا از خرابه ها آيد

                                                                       تمام شهر پر از اين صداست اي كوفه

قسم به شام غريبان مرتضي،سه شب است

                                                                        كه سفره ي فقرا بي غذاست اي كوفه

هنوز از جگر نخل ها ي تو به فلك

                                                                        صداي ناله ي شير خداست اي كوفه

دل شكسته يتيمي نشسته چشم به راه

                                                                         هنوز منتظر مرتضاست اي كوفه

به اشك غربت و خون سر علي سوگند

                                                                         تو را نه دوستي و نه وفاست اي كوفه

زدست مردم نامرد تو علي چه كشيد

                                                                         كه مرگ خود ز خداوند خواست اي كوفه

چرا علي دل شب دفن شد جواب بده

                                                                          مگر نه او شه ارض وسماست اي كوفه

گذشت هرچه شد از زينبش تلافي كن

                                                                          اگر چه كار تو جور و جفاست اي كوفه

بيا و بعد علي با حسين خوبي كن

                                                                           كه از تو خون جگر مجتباست اي كوفه

روا بود كه خرابت كنند از ريشه

                                                                           زبس تو را ستم نارواست اي كوفه

زبي وفايي و جور و جفاي مردم تو

                                                                          هماره ناله ي ميثم به پاست اي كوفه

         شهادت مولی الموحدین اول مظلوم عالم حضرت علی (ع) را به پیشگاه

            امام عصر(عج) و تمام شیعیان آن حضرت تسلیت عرض می کنم


لينك ثابت نوشته شده در جمعه بیستم شهریور 1388ساعت 13:54 توسط هلنا

 

 

شب‌هاي قدر، عالي‌ترين لحظات براي پيوند بنده و خالق و بهترين فرصت براي انديشه در جهت

بازگشت به خويشتن در اوج غرق گشتگي در دنياي مادي است. آنان که مأمن و پناهگاه امني

براي توسل مي‌جويند، آماده شده‌اند تا در شب هاي دل کندن از هر آنچه انسان را به پستي و

فراق از اصل کشانده، رهايي يابند و همچون آيينه‌اي، مهيا و آماده تجلي نور حق خداشناسي

شوند.

اکنون که بيش از نيمي از ماه پرفيض رمضان سپري شده، دل‌ها و قلب‌ها در درياي بيکران اين ماه شسته

و مطهر شده، تا در شب‌هاي ريزش باران رحمت الهي، به درگاه حضرتش انسي دوباره گيرد و براي کسب

عافيت به دور از هر آلودگي دعا کند. در حقيقت حلقه اتصال بندگان با خالق هستي که از اول رمضان آغاز

گشته است در شب‌هاي قدر به اوج خود مي‌رسد.

درهاي رحمت الهي گشوده شده، فرشتگان نظاره ‌گر اعمال و شب زنده‌داري‌هاي بندگان عاشقي

هستند که سر بر سجده شکر ساييده و او را مي‌خوانند تا اندکي از خوان بيکران رحمتش براي ادامه

زندگي و ره توشه سفر آخرت به روي آنان گشوده شود.

"انا انزلناه في ليله القدر" آيه‌اي از کلام وحي الهي که بارها شنيده و زمزمه کرده‌ايم، کلامي که انسان

مانده در قفس دنيا و در بند ماديّات را به سوي شبي فرا مي‌خواند که گويند از هزار شب برتر است.

"قدر" به معناي اندازه‌گيري است و از اسرار شب قدر نزول قرآن است و در اين شب حوادث يک سال تا

شب قدر سال آينده اعم از زندگي، مرگ، رزق، سعادت و شقاوت بندگان تقدير مي‌شود.

در قرآن کريم آيه‌اي که بيان کند شب قدر چه شبي است، ديده نمي‌شود، تنها در آيه ‪ ۱۸۵سوره بقره

اینگونه آمده است که "شهر رمضان الذي انزل فيه القرآن" قرآن يکپارچه در ماه رمضان نازل شده

است.

با استناد به اين آيه معلوم مي‌شود شب قدر يکي از شب‌هاي ماه رمضان است، اما اين که کدام يک از

شب‌هاي آن است، در قرآن کريم بيان نشده و تنها از روايات استفاده مي‌شود. اهميت شب قدر به حدي

است که بسياري از امامان دين بر احياي اين شب حتي در حال بيماري نيز سفارش کرده‌اند.

امام صادق(ع) به ابو بصير مي ‌فرمايد: در هر يک از دو شب بيست و يکم و بيست و سوم صد رکعت نماز

بخوان، تا مي‌تواني آن دو شب را تا سپيده صبح شب زنده داري کن، در آن دو شب غسل کن. ابوبصير

عرض کرد: اگر نتوانستم ايستاده نماز بخوانم؟ فرمودند: نشسته بخوان. اگر باز هم نتوانستم؟ خوابيده

بخوان. اگر باز هم نتوانستم؟ ايرادي ندارد که سر شب کمي بخوابي و باقي مانده شب را به هر نحوي که

مي‌تواني به عبادت بپردازي، چون در ماه رمضان، درهاي آسمان گشوده است، شيطان ها در زنجيرند و

اعمال مؤمنان پذيرفته مي‌شود.

از اين حديث بر مي ‌آيد که انسان در اين شب بايد به هر شکل ممکن عبادت و راز و نياز با خالق را از

دست ندهد زيرا در اين شب که شياطين در بند هستند، هيچ واسطه‌اي بين بنده و خالق نيست.

از پيامبر گرامي اسلام (ص) نيز نقل است: از خداوند به دور باد و نفرين بر کسي که به شب قدر برسد و

زنده باشد، اما آمرزيده نشود.

"انس بن مالک" از پيامبر (ص) نقل کرده که فرمودند: ماه مبارک به شما رو آورده است و در اين ماه شبي

است که برتر از هزار ماه است و هر کس از فيض شب قدر محروم گردد، از تمام خيرات بي‌نصيب مانده

است و محروم نمي‌ماند از برکات شب قدر، مگر کسي که خويشتن را محروم کرده است.

از امام باقر (ع) نيز درباره به وجود آمدن شب قدر نقل است که اگر خداوند کارهاي مؤمنان را چند برابر

نکند به سر حد کمال نمي‌رسند، اما از راه لطف کارهاي نيکوي آن‌ها را چند برابر مي‌فرمايد تا

کاستي هايشان جبران شود.

بر اين اساس، راز سعادتمند شدن انسان‌ها در شب قدر، عمل اختياري صالحي است که با عنايت

خداوند، برکت يافته و چند برابر مي‌شود.

از حضرت رسول (ص) نيز پيرامون شب زنده داري شب قدر نقل است که فرمودند: کسي که شب قدر را

شب زنده‌داري کند، تا شب قدر آينده، عذاب دوزخ از او دور گردد.

امام موسي بن جعفر (ع) نيز در اين ‌باره فرمودند: کسي که در شب قدر غسل کرده و تا سپيده صبح

شب زنده‌داري کند، گناهانش آمرزيده مي‌شود. تمامي اين روايات بر اين مطلب دلالت دارند که برخي

مقدرات و پاداش‌ها، مانند دور شدن از عذاب دوزخ، نتيجه کار خود بندگان است و سرنوشت هر انساني

در شب قدر به دست خودش رقم مي‌خورد.

در اين شب به خواندن دعاهايي از جمله "جوش کبير"، "دعاي افتتاح" و "ابوحمزه ثمالي" سفارش

شده زيرا انسان با يادآوري لطف، گذشت، کرم، رحمت و بخشش بي‌پايان خداي مهربان او را در کنار و

دستگير خويش مي‌بيند و نور اميد در دلش مي درخشد.

در شب‌هاي قدر انسان وارد مسير سرنوشت خود گشته و آن را تغيير مي‌دهد، گاهي براي پيمودن مسير

مقدرات، بر بال دعا و گاه بر بال عمل مي‌نشيند و با درک اين شب، از شرّ نفس و شياطين به آن خالق

يکتا دست ياري دراز مي ‌کند تا همواره نگاهبان او باشد تا بتواند ره توشه‌اي از اعمال نيک و شايسته

براي سفر آخرت خود ذخيره کند.

از اعمال شب قدر آن است که انسان به نگهبانان اين شب "معصومين (ع)" توسل جسته و توفيق در

اعمال و احوال را که به آن احتياج دارد ذکر کرده و تلاش کند تا با استغفار از گناهان خود، باران رحمت و

جود و بخشش خداوند را شامل حال خود کند.

از ديگر اعمال شب قدر، نمازي است که در آن يک بار حمد و هفت بار "قل هو الله احد" خوانده مي‌شود و

بعد از پايان نماز هفتاد بار ذکر "استغفرالله ربي و اتوب اليه" گفته مي‌شود و سپس حوايج از خدا خواسته

مي‌شود. به جا آوردن صد رکعت نماز و خواندن دعاهايي که در بين آن وارد شده از ديگر اعمال اين شب

است، زيرا مضامين آن برآمده از سينه امامان دين بوده و در اين ادعيه علوم گران بهايي است که جز

پيامبران و جانشينان آنان کسي از آن آگاه نيست. خواندن دعاي گشودن قرآن و قرآن را روي سر گذاشتن

از ديگر اعمال شب قدر است به اين نيت که عقل و انديشه او با اين عمل تقويت شده و با دانش‌هاي قرآن

کامل شود و نور عقل با نور قرآن ضميمه گردد.

قرآن را بگشايد و بگذارد در مقابل خود و بگويد:

اللّهُمَّ إِنِّي أَسْأَلُکَ بِکِتابِکَ الْمُنْزَلِ وَمَا فِيهِ، وَ فِيهِ اسْمُکَ الاَْکْبَرُ، وَ أَسْماؤُکَ الْحُسْنى، وَ مَا يُخافُ وَ يُرْجى،

أَنْ تَجْعَلَنِي مِنْ عُتَقائِکَ مِنَ النّارِ. پس هر حاجت که دارد بخواهد. قرآن شريف را بر سر بگذارد و بگويد:

 اللّهُمَّ بِحَقِّ هذَا الْقُرْآنِ وَ بِحَقِّ مَنْ أَرْسَلْتَهُ بِهِ وَ بِحَقِّ کُلِّ مُؤْمِن مَدَحْتَهُ فِيهِ وَ بِحَقِّکَ عَلَيْهِمْ فَلاَ أَحَدَ أَعْرَفُ

بِحَقِّکَ مِنْکَ، پس ده مرتبه بگويد بِکَ يَا اللّهُ، ده مرتبه بِمُحَمَّد، ده مرتبه بِعَلِيٍّ، ده مرتبه بِفاطِمَةَ ده

مرتبه بِالْحَسَنِ ده مرتبه بِالْحُسَيْنِ ده مرتبه بِعَلِيِّ بْنِ الْحُسَيْنِ ده مرتبه بِمُحَمَّدِ بْنِ عَلِيٍّ ده مرتبه

بجَعْفَرِ بْنِ مُحَمَّد ده مرتبه بِمُوسَى بْنِ جَعْفَر ده مرتبه بِعَلِيِّ بْنِ مُوسى ده مرتبه بِمُحَمَّدِ بْنِ عَلِيٍّ

ده مرتبه بِعَلِيِّ بْنِ مُحَمَّد ده مرتبه بِالْحَسَنِ بْنِ عَلِيٍّ ده مرتبه بِالْحُجَّةِ پس هر حاجت که دارى طلب

کن.

به جا آوردن نمازهاي مستحبي و قضا، قرائت سوره‌هاي روم، عنکبوت و دخان (در شب بيست و

سوم)، از ديگر اعمال سفارش شده در شب هاي قدر براي بهره‌ گيري از کرم و بخشش خداوند و آمرزش

گناهان است.


لينك ثابت نوشته شده در سه شنبه هفدهم شهریور 1388ساعت 22:57 توسط هلنا

تكليف دهم:

يكي ديگر از تكاليف،سرودن و انشاي شعر يا نوشتن كتاب و مثل آن،در فضايل

و مناقب يا مدح و رثا،يا در عزا و تعزيت و ندبه ي آن حضرت است.البته به ميزان

توانايي و استعداد هر فرد.

اين امر نيز نوعي ياري و نصرت دين و امام(ع)است. ائمه ي اطهار در گفتار و كردار

خود،بر سرودن شعر در فضل و منقبت اهل بيت تاكيد داشتند كه روايات بسياري در

اين زمينه موجود است.

حضرت امام رضا(ع) مي فرمايند:((هيچ مومني شعري نسروده است كه ما را بوسيله ي

آن مدح گويدةمگر آن كه خداوند براي او در بهشت شهري بنا خواهد ساخت كه هفت برابر

وسيع تر از دنيا باشد.در آن جا هر فرشته ي مقرب و هر پيامبر مرسلي او را زيارت و

ديدار خواهد كرد.))

 

   سري اول وظايف و تكاليف مومنان در زمان غيبت امام زمان (عج) به پايان رسيد.

   در اينجا از نود و نه وظيفه به ده تاي آن ها اشاره كرديم.انشاالله در سري هاي بعدي

   تكاليف ديگر هم ذكر خواهد شد...

                       منبع: كتاب راه وصال               تأليف:سيد محمدرضا حسيني مطلق


لينك ثابت نوشته شده در سه شنبه هفدهم شهریور 1388ساعت 12:37 توسط هلنا

تكليف نهم:

تكليف ديگر،برپايي مجالس و محافل ذكر و ياد امام زمان (عج)است كه اين نيز

از علايم محبت صادقانه ي مومن به آن حضرت مي باشد.

اگر مومن اين توانايي را دارد كه مجالس ياد و ذكر آن حضرت و فضايل او را برپا

نمايد نبايد در اين امر از خود غفلت و تساهلي نشان دهد.

امام صادق(ع)به فضيل مي فرمايند:((آيا مي نشينيد و روايت وحديث مي گوييد؟ فضيل

عرضه داشت:آري فدايت شوم.حضرت فرمودند:همانا آن مجالس را دوست دارم؛پس

اي فضيل!امر ما را احيا نماييد و خدا رحمت كند كسي را كه امر ما را احيا نمايد.))

بي شك برپايي اين گونه محافل و مجالس ياري و نصرت دين خدا و وليّ خداوند متعال و

حجت وقت است و سبب ترويج،نشر و توسعه ي دين حق خواهد شد.حتي در بعضي زمان ها

و مكان ها اقامه و برپايي اين گونه مجالس واجب خواهد بود؛مثلا در صورت وجود خطر براي

دين و اهل آن و احتمال گمراهي آن ها؛تا جلوي خطر گرفته شده و گمراهان از گمراهي و

ضلالت نجات يابند.

 


لينك ثابت نوشته شده در یکشنبه پانزدهم شهریور 1388ساعت 12:52 توسط هلنا

تكليف هشتم:

ديگر از تكاليف،حضور و شركت در مجالس و محافلي است كه در آن ها ذكر فضايل

و مناقب حضرت مهدي(عج)يا اجداد و خاندان بزرگوار او مي شود.بايد در اين مجالس

نشست و به اين مجالس بها داد و آن ها را پررونق كرد،كه اين از علايم محبت و ارادت

واقعي به آن حضرت است.

شخصي از امام باقر(ع)روايت مي كند كه آن حضرت به من فرمودند:

((آيا با من مي نشينيد [دور از چشم نااهلان] و با هم سخن مي گوييد و آن چه مي خواهيد

بيان مي داريد؟

عرض كردم:آري به خدا سوگند... .حضرت فرمودند:به خدا سوگند!هر آينه دوست داشتم

در بعضي از آن جاها با شما بودم و به خدا سوگند!همانا من بوي شما و ارواح شما را دوست

دارم و همانا شما بر دين خدا و فرشتگان او هستيد؛پس با پرهيزكاري و كوشش و جدّيت در دين

خود را ياري كنيد.))


لينك ثابت نوشته شده در شنبه چهاردهم شهریور 1388ساعت 12:25 توسط هلنا

 
                                 
                     

                                 ای مولود خجسته رمضان! اي بدر تمام ماه خدا!

                         تو تنهاترين فرزند رمضاني و آسمان، در پيشگاه كرم و بخشش تو،

                          با اين همه ابرهاي باران زايش، گمشده اي غريب بيش نيست.

                              رسول رحمت، تو را بر شانه هاي خويش سوار مي كرد

                     و بر تو مباهات مينمود. تو ادامه محمد (ص) و كرانه علي (ع) هستي.

                                          تو امام مايي و ما مُريد و دلداده تو. 
          

                         و اينك در بهار شكفتن تو، در فصل خدا، بر خود از رهبري

            تو مي باليم و بر نامت كه زينت همه خوبي ها و نيكي هاست، افتخار مي كنيم.

     ولادت با سعادت امام حسن مجتبی(ع)را به ساحت مقدس امام زمان(عج)

              و همه ی دوستداران آن امام همام تبریک عرض می نمایم.
 

لينك ثابت نوشته شده در جمعه سیزدهم شهریور 1388ساعت 12:39 توسط هلنا

تكليف هفتم:

تكليف ديگر، ذكر مناقب و فضايل حضرت مهدي (عج) است.روايات اسلامي با بيان

استحباب ذكر مناقب و فضايل امامان معصوم،به ويژه امام عصر(عج)،مومنان را به

ذكر فضايل اهل بيت ترغيب و تحريص مي نمايند.بي شك ذكر مناقب و فضايل آن حضرت

ذكر معروف و نشر و توسعه ي آن بوده و مصداق كامل و واقعي دشمني با شيطان است.

امام كاظم(ع) مي فرمايند:((وهمانا دو مومن كه با يكديگر ديدار نموده و خدا را ياد مي كنند

آنگاه فضل ما اهل بيت را ذكر مي نمايند بر صورت ابليس گوشتي باقي نمي ماند مگر اينكه

آب مي شود تا آنجا كه روح او از شدت دردي كه مي كشد به التماس در مي آيد.))

امام سجاد(ع) مي فرمايند:((و اما حق كسي كه به تو نيكي و خوبي نموده است آن است

كه از او سپاس گزاري كني و كار خوب او را يادآور شوي و در حق او گفتار و مطلب نيك

و خوب را نشر و گسترش دهي.)) 


لينك ثابت نوشته شده در سه شنبه دهم شهریور 1388ساعت 13:12 توسط هلنا

تكليف ششم:

دعوت مردم و آشنا نمودن آنان با آن حضرت و پيش بردن و راهنمايي و هدايت

آنان در اين مسير،و سوق دادن آنان به بالاترين قلّه عرفان و شناخت آن حضرت

يكي ديگر از تكاليف مومنان است.

ادلّه و براهين بسياري بر لزوم و وجوب اين تكليف وجود دارد؛مانند: ادلّه ي امربه معروف

و ادلّه ي فضل و بهاي هدايت و ارشاد مردم به راه حق.

هر كس بايد به ميزان علم و دانش خود مردم را به سوي امام دعوت نمايد و در اين مسير

آنان را با صفات شخصي و شخصيتي،و ديگر امور مربوط به آن حضرت و تكاليفي كه

در قبال آن بزرگوار دارند آشنا كرده و آن ها را به او نزديك نمايد.

شخص دعوت كننده علاوه بر حكمت علمي ،داراي حكمت علمي بوده و به طور عملي

مردم را با آن حضرت آشنا و عارف نمايد تا مردم بتوانند آن بزرگوار را الگو قرار داده

و به او تأسّي كنند؛زيرا دعوت علمي در امر هدايت و ارشاد مردم تأثير بيشتري دارد.

از طرفي،شخص دعوت كننده بايد علاوه بر حكمت علمي وعملي،موعظه ي حسنه و

نصيحت را نيز به كارگيرد و بدين وسيله مردم را به سوي آن حضرت ترغيب و تشويق

كند.و هم چنين در صورت لزوم راه انذار را در پيش گرفته و با آن،دل هاي مردم را بيدار

و زنده نمايد.شخص دعوت كننده بايد بتواند از دلايل و براهين استفاده كند و از آن ها به درستي

و دقت بهره گيرد و با برهان هاي گوناگون و استدلال منطقي، مردم را اقناع كرده و آنان را با آن

حضرت آشنا و عارف كند.

امام معصوم(ع) مي فرمايند:((همانا عالمي كه به مردم معارف دينشان را ياد مي دهد و ايشان

را به امامشان دعوت مي كند،از هفتاد هزار عابد برتر است.))

امام هادي (ع) نيز مي فرمايند:((اگر نبودند افرادي از علما كه بعد از غيبت قائم شما ،مردم را به

سوي او دعوت وراهنمايي مي كنند و با دلايل و برهان هاي خداوند،از دين او دفاع مي كنند و

بندگان ضعيف خدا را از دام ابليس و سركشان و نواصب نجات مي دهند، احدي نمي ماند مگر

آن كه از دين خدا خارج مي شد ،ولي اين علما ، زمام دل هاي شيعيان ضعيف ما را به دست

مي گيرند؛ همان گونه كه ناخدا ي كشتي،سكان كشتي را به دست مي گيرد. همانا ايشان برترين

افراد نزد خداوند عزّوجلّ مي باشند.))


لينك ثابت نوشته شده در دوشنبه نهم شهریور 1388ساعت 8:22 توسط هلنا

تكليف پنجم:

تكليف ديگر ،اداي حقوق امام و انجام تكاليف و وظايفي است كه مردم در برابر آن

بزرگوار بر عهده دارند.روشن است، بالاترين و مهم ترين حق پس از حق خداوند

متعال و رسول الله (ص)،حق امام (ع) است كه بايد به بهترين شكل ادا شود.

ادلّه و روايات بسياري در اين موضوع وجود دارد كه ذكر آن ها به رساله اي مستقل

نياز دارد.

((قال المعصوم (ع): انّ ما كان لله تعالي من حق فهو لنا.))

امام معصوم (ع) مي فرمايند:((هر حقي كه براي خداوند تعالي هست آن حق براي ما مي باشد.))


لينك ثابت نوشته شده در یکشنبه هشتم شهریور 1388ساعت 13:43 توسط هلنا

تكليف چهارم:

ازجمله تكاليف مومن ،معرفت و شناخت علايم ظهور امام زمان (ع) است كه سابقا

بيان شد شناخت علايم ظهور، جزئي از شناخت شخص آن حضرت است. اين علايم

بسيارند و بر دو دسته اند: حتمي و غير حتمي؛ كه شناخت هر دو آن ها ضروري است.

طبق روايات اسلامي ، علايم حتمي پنج علامت مي باشند با اختلافي كه احيانا در تعيين

اين پنج علامت بين روايات ديده مي شود.

اين علايم عبارتند از:

1-خروج سفياني؛                       2- خروج و قيام يماني؛

3- صيحه و نداي آسماني؛            4-كشته شدن و قتل نفس زكيه؛

5-فرو رفتن در بيداء

در روايات آمده است،پديدار شدن كف دستي در كره ي ماه نيز از امور حتمي است.

امام صادق(ع) مي فرمايند:((براي قائم،پنج علامت است:ظهور سفياني و ظهور يماني

و صدايي از آسمان و كشته شدن نفس زكيه و فرو رفتن در زمين بيداء.))

در روايات آمده است كه سفياني مردي است سفيد و سرخ و چشم كبود كه در ماه رجب قيام

خواهد كرد و چند كشور را تسخير خواهد نمود و خروج و قيام او پس از فتوحاتي چند،در عراق

متوجه مي شود كه حضرت مهدي (عج) در مكه قيام نموده است؛بنابراين،سپاهي بزرگ به سوي او

گسيل مي دارد كه اين سپاه در زميني به نام بيداء - بين مكه و مدينه –در زمين فرو مي رود و اين

دومين علامت حتمي ظهور است.همچنين پيش از ظهور آن حضرت قيام هايي نظير قيام حسني و

قيام يماني خواهد بود كه قيام يماني از علايم حتمي است.شنيدن دو صدا و نداي عام،يكي از آسمان و

ديگري از زمين از علايم حتمي خواهد بود.در نداي نخست،جبرئيل به نام حضرت قائم وپدرش صدا

مي كند و ندا در مي دهد كه حق با علي بن ابي طالب (ع) و شيعيان اوست،وهمگان آن را به زبان خود

مي شنوند حتي زنان پشت پرده و محجوب.

همچنين ،قبل از قيام امام فردي جليل القدر در مكه و در مراسم حج كشته مي شود كه از او تعبير به

نفس زكيه مي شود كه تفضيل تمام اين مطالب در كتب غيبت امام زمان(عج) آمده است.

اهميت شناخت علايم ظهور به ويژه علايم حتمي آن گاه آشكار مي شود كه بسياري از آنان كه در طول

تاريخ در برخورد با مدعيان دروغين مهدويت از دين بازگشته و سراز ارتداد در آورده و گرفتار ظلمات

و گمراهي شده اند به آن جهت بوده است كه با علايم و ويژگي هاي قيام و ظهور آن حضرت و توابع آن ها

آشنا نبوده اند و گرنه دچار گمراهي نمي شدند و بر امامت و ولايت آن حضرت ثابت قدم مي ماندند و هرگز

دچار اشتباه نشده و فريب نمي خوردند و امام را با غير اشتباه نمي گرفتند.

آشنايي و شناخت علايم ظهور به ويژه علايم حتمي مي تواند ما را براي تشخيص حق از باطل ياري

نمايد و امام زمان(عج) را به ما معرفي نموده وبر آن دارد تا خود را براي لقا و قيام آن حضرت مهيا و آماده

سازيم و در اطاعت از فرامين او كوتاهي ننموده و تاخيري روا نداريم.

زراره مي گويد:امام صادق (ع) فرمودند:(( آواز دهنده اي از آسمان بانگ خواهد زد كه تنها فلاني‌‌[مهدي]

امير است  و آواز دهنده اي ندا خواهد داد كه همانا تنها علي و شيعيان او رستگارند.زراره عرضه داشت:

پس،بعد از اين آواز و ندا چه كسي با مهدي مي جنگد؟ آن حضرت فرمودند:همانا شيطان ندا خواهد داد:

به درستي كه فلاني و شيعيان او رستگارند؛ يعني مردي از بني اميه.زراره مي گويد: پس چه كسي

راستگو را از دروغ گو باز مي شناسد؟ فرمودند:كساني كه از قبل حديث ما را روايت نموده و مي گفتند:

پيش از قيام،اين نداي آسماني خواهد بود،صادق را مي شناسند و مي فهمند آنان خود بر حق و راست

گو هستند.))


لينك ثابت نوشته شده در شنبه هفتم شهریور 1388ساعت 13:38 توسط هلنا

تكليف سوم:

خواندن بعضي از ادعيه كه اهل بيت بر آن تصريح نموده اند.تكليف ديگر مومنان است؛

مانند:دعايي كه در اين روايت بر آن تصريح شده است.

امام صادق(ع) مي فرمايند:(( براي آن جوان پيش از آن كه قيام كند غيبتي است.

زراره عرضه داشت:به چه خاطر؟ آن حضرت فرمودند:مي ترسد-وبه شكم خود اشاره كردند-

سپس فرمودند:اي زراره!و اوست منتظر و اوست كسي كه در ولادتش شك مي شود؛بعضي

مي گويند:در حالي كه در شكم مادرش بود فوت نمود و بعضي مي گويند:دو سال پيش از فوت

پدرش متولد شد. و اوست منتظر؛ الّا اين كه خداوند عزّ و جلّ دوست دارد كه شيعيان را امتحان

كند؛ و در آن هنگام ،اهل باطل تشكيك و توهّم خود را آغاز مي نمايند.

اي زراره!اگر آن زمان را دريافتي:پس اين دعا را بخوان : اللهم عرفني نفسك... .))

يعني:(( بار خدايا! خود را به من بشناسان،همانا اگر خود را به من نشناساني،پيامبرت

را نخواهم شناخت. بار خدايا!رسول و فرستاده ي خود را به من بشناسان،همانا اگر رسول خود

را به من نشناساني ، حجت تو را نخواهم شناخت. بار خدايا!حجت خود را به من بشناسان، همانا

اگر حجتت را به من نشناساني ،از دين خود گمراه خواهم شد.))

 


لينك ثابت نوشته شده در جمعه ششم شهریور 1388ساعت 15:37 توسط هلنا

تكليف دوم:

تكليف ديگرطلب معرفت به امام زمان(ع)از خداوند متعال و دعا در اين زمينه است.

همان گونه كه گفته شداز مهم ترين و واجب ترين تكاليف مومنان پس از معرفت به خدا و

رسول او معرفت و شناخت ولي امر امام زمان است. ولي از آنجا كه حصول اين معرفت

به دست خداوند متعال  است و از عهده ي انسان خارج است و اين معرفت تنها با سعي و

خواست انسان به دست نمي آيد بلكه آن نوري است كه خداوند متعال در قلب هر كس كه

بخواهد قرار مي دهد بايد حصول آن را از خداوند متعال بخواهند.

راوي مي گويد: به امام صادق (ع) عرضه داشتم: ((معرفت ساخته ي كيست؟ آن حضرت

فرمودند:از ساخته هاي خداوند است و بندگان در اين ساخته سهمي ندارند))

در اين زمينه و براي حصول معرفت به آن حضرت خواندن اين دعا بسيار مناسب است:

((اللّهمّ عرّفني نفسك...))

 

(اين دعا در تكليف بعد مي آيد)

 


لينك ثابت نوشته شده در پنجشنبه پنجم شهریور 1388ساعت 14:48 توسط هلنا

تكليف اول:

از مهم ترين و واجب ترين تكاليف مردم نسبت به امام زمان(عج)تحصيل معرفت و شناخت به آن حضرت

است كه ادله عقيله و نقليه بر آن دلادت دارند.

روشن است كه بايد صفات وخصوصيات امامي را كه اطاعت از او بر همه كس واجب است دانست تا

تا ديگران را با او اشتباه نگرفت و او را از مدعيان مقام و منصب آن حضرت تميز و تشخيص داد.

روايات بسياري بر وجوب معرفت به امام زمان دلالت دارند.

از ابي عبدالله امام صادق(ع)روايت شده است كه آن حضرت فرموده اند:جدم رسول خدا(ص) فرموده

است: ((من مات و لم يعرف امام زمانه مات ميتة جاهلية.))

((هركس بميرد و امام زمان خويش را نشناسد به مرگ جاهليت مرده است‌‌‌[بدون دين مرده است].))

امام حسن عسگري (ع) نيز فرمودند:((زمين از حجت خدا بر خلقش خالي نخواهد ماند و همانا هر كس

از دنيا رفت و امام زمان خويش را نشناخت به مرگ جاهليت مرده است.اين مطالب حقيقت دارد

همانگونه كه روز حقيقت دارد.به آن حضرت عرض شد:چه كسي بعد از تو امام و حجت است؟ 

فرمودند:فرزندم محمد امام و حجت خدا بعد از من است؛ پس هركس بميرد و او را نشناسد به مرگ

جاهليت مرده است)).

بي شك مقصود ائمه ي طاهرين از معرفت واجب در حق امام زمان اين است كه مردم و اهل ايمان امام

خود را آنگونه كه هست بشناسند در حدي كه موجبات سعادت دنيا و آخرت آنان فراهم آيد و راه شبهات

و ضلالت بر ايشان بسته شود.اين معرفت و شناخت بر دو گونه است:

اوّل: معرفت و شناخت شخصيت امام(ع)

دوم: معرفت و شناخت شخص امام (ع)

براي تحصيل اين دو نوع معرفت بايد به علما و منصفات و تاليفات آن ها مراجعه كرد.

بايد دانست معرفت و شخصيت امام از راه معرفت صفات و خصايص امامت و امام به دست مي آيد.

اگر با مقام امامت و جايگاه آن و با ويژگي ها و صفات و خصايص امامت آشنايي حاصل شود با شخصيت

هرامامي آشنايي حاصل شده است؛زيرا همه ي آنان نور واحدند و به تعبير خود ائمه ي هدي اوّل آن ها

 محمد و  اوسط آن ها محمد و آخر آن ها محمد و همه ي آن ها نور واحد هستند.

بايد به فضايل و مناقب امامان شناخت پيدا كرد؛همان فضايل و مناقبي كه بسياري از آن ها بين امامان

مشترك است.از طرفي بايد به فضايل و مناقب خاص و ويژه ي خود آن حضرت نيز آشنايي و شناخت پيدا

نمود تا شناخت انسان به آن حضرت كامل شود.

اما معرفت و شناخت شخص امام از طريق آگاهي بر اسم،لقب،كنيه،نسب،صفات،خصايص،فضايل،مناقب

شخصي و نيز هر ويژگي زماني يا مكاني كه مربوط به اوست به دست مي آيد. حداقل و حداكثر اين دو

شناخت و معرفت به امام طي روايتي به طور اختصار بيان خواهد شد.

امام صادق(ع) مي فرمايند: ((كمترين حد معرفت به آن امام آن است كه امام همسنگ و مساوي با

پيامبر است مگر در درجه ي نبوت.امام وارث پيامبر است و همانا اطاعت از او اطاعت از خدا و رسول خدا

مي باشد و بايد در هر امري تسليم او بود و رد به سوي او نمود و به سخن و فرمان او عمل كرد و بايد

دانست امام بعد از رسول الله (ص) علي بت ابي طالب است و بعد از او حسن وحسين و علي بن

حسين و محمد بن علي و جعفربن محمد موسي بن جعفر و علي بن موسي ومحمد بن علي و علي بن

محمد وحسن بن علي و سپس حجة بن الحسن هستند))

بيان شد كه براي معرفت و شناخت شخص امام بايد نام و كنيه و لقب او و نام پدر او را شناخت و صفات و

ويژگي هاي ظاهري او را به قدرو اندازه ي كافي دانست.نام امام عصر،نام حضرت محمد(ص) و كنيه ي او

كنيه ي آن حضرت و لقب او مهدي است.بر گونه ي راست خالي سياه و زيبا دارد.چهره ي او زيباست و

بيني او كشيده و قد او معتدل است.

شناخت ويژگي هاي مكاني و زماني امام  واحوال ،افعال و اقوال او جزئي از شناخت شخص امام است؛به

عنوان مثال:دانستن اينكه براي ظهور حضرت مهدي پنج ويژگي حتمي خواهد بود و آن حضرت وقتي ظهور

مي نمايند كه زمين پر از جور و ستم شده باشد و قبل از قيام او ظهور صداهاي آسماني و يا صورت

دستي در ماه و ظهور حجر موسي و عصاي او در دست آن حضرت و...خواهد بود،كه همه در كتاب هاي

مربوط به اين موضوع ياد شده اند و همه از علايم ظهور آن حضرت و خصوصيات و ويژگي هاي خاص ايشان

ميباشند جزئي از شناخت شخص امام (ع) است.

                                                                منبع: كتاب راه وصال (سيد محمدرضا حسيني مطلق)

 


لينك ثابت نوشته شده در چهارشنبه چهارم شهریور 1388ساعت 18:48 توسط هلنا

 رمضان نام يكى از ماه‏هاى قمرى است و معناى لغوى آن سوزانيدن است

پيامبر فرمودند: نام اين ماه رمضان گذاشته شده زيرا گناهان را مى‏سوزاند

يكى از نام‏هاى خداوند نيز رمضان است. در اين ماه قرآن وانجيل و تورات و زبور

نازل شده‏اند.قرآن مى‏فرمايد: «ما روزه را بر شما واجب كرديم همانگونه كه بر

کسانی که قبل از شما بودند واجب نموديم تا متقى گرديد»

پس فلسفه اصلى وجوب روزه تقويت تقواى الهى و ايجاد رابطه بين بنده و خالق است.

معناى اين كه ماه رمضان ماه ميهمانى خدا است. اين است كه خداوند بندگان خود را در

اين ماه پذيرايى مى‏نمايد و پذيرايى خداوند عبارت است از بركت، رحمت، مغفرت،

تسبيح حساب كردن نفس كشيدن، عبادت حساب كردن خواب، قبول نمودن اعمال،

استجابت دعا و... كه همگى از روايات فهميده مى‏شوند، (ترجمه ميزان‏الحكمه، ج 5، ص 2130).

 

بنابراين آنچه در پاسخ پرسش فوق مى‏توان گفت اين است كه:

۱- روزه روح تقوا و پرهيزگارى را در انسان پرورش مى‏دهد و مايه پاكى درون مى‏گردد:

"كُتِبَ عَلَيْكُم الصِّيامُ كَما كُتِبَ عَلَى الَّذينَ مِنْ قَبْلِكُمْ لَعَلَّكُمْ تَتَّقوُنَ"  

«روزه بر شما نوشته شد همان‏گونه كه بر كسانى كه قبل از شما بوده‏اند نوشته شده، تا پرهيزگار

 شويد.»

2- روزه تحمل گرسنگى و تشنگى زودگذر است و پاداش آن ايمنى از آتش جهنم و برخوردارى از بهشت

و نعمت‏هاى بى‏انتهاى الهى و سيراب شدن هميشگى مى‏باشد. پيامبرصلى الله عليه وآله وسلم

مى‏فرمايد:  "اِنَّ فِى الْجَنَّةِ باباً يُقالُ لَهُ الرَّيانُ يَدْخُلُ مِنْهُ الصَّائِموُنَ يَوْمَ القِيامَةِ"

در بهشت درى است به نام «ريّان» - سيراب شدن - كه فقط روزه‏داران از آن وارد بهشت مى‏شوند.

3- روزه موجب وسعت رزق و رفع فقر و تنگدستى مى‏شود؛ چنانكه شخصى خدمت امام كاظم‏عليه

السلام شرفياب شد و عرض كرد: يابن رسول ‏الله فقير و تنگدست هستم. حضرت فرمود: "صُمْ وَ تَصَدّق"

روزه بگير و صدقه بده.

4- روزه از نظر بهداشتى مايه صحت و سلامت بدن مى‏باشد. چنانكه رسول خدا صلى الله عليه وآله

وسلم مى‏فرمايد: «صوُمُوا تَصِحّوُا»؛ روزه بگيريد تا سلامت باشيد. امروزه در طب ثابت شده است

كه بسيارى از بيماري ها همچون مرض قند، بيمارى‏هاى پوستى، كليوى و يا چربى خون با امساك از

خوردن و روزه درمان مى‏شود.

5- روزه از بعد اخلاقى، غرايز را تعديل و روح انسان را شفاف و پاك و اراده او را قوى مى‏سازد.

6- روزه از بعد اجتماعى موجب توجه و احسان به ديگران مى‏شود؛ چرا كه رنج گرسنگى و تشنگى روزه

دار باعث مي شود ثروتمند متوجه مستمندان و نيازمندان گردد.

7- روزه موجب مى‏شود تا روزه‏دار هنگام ملاقات پروردگار خشنود و خرسند باشد. پيامبر صلى الله عليه و

آله وسلم مي فرمايد :  "لِلصَّائمِ فَرحَتانِ، حينَ يُفْطِرُ و حينَ يَلْقى ربَّهُ"؛  براى شخص روزه‏دار دو

شادى است، يكى هنگامى كه افطار مى‏كند و ديگرى هنگامى كه پروردگارش را ملاقات كند.


لينك ثابت نوشته شده در دوشنبه دوم شهریور 1388ساعت 14:22 توسط هلنا