تبليغاتX
شاید این جمعه بیاید شاید

 

 عالم ز آه تيره تر از صبح محشر است                          خون جگر به ديده ي آل پيمبر است

 

 شهر مدينه گشته عزا خانه ي وجود                            رخت سياه بر تن زهرا و حيدر است

 

 گفتم چه روي داده كه از خاطرم گذشت                        امشب شب يتيمي موسي ابن جعفر است

 

 گريند بر امام ششم هفت آسمان                               در نه فلك قيامت عظماي ديگر است

 

 جسمس كه آب شد ز جفا زير خاك رفت                       در قلب آب و خاك از اين داغ آذر است

 

 خواهي اگر بوسه زني بر مزار او                                 قبرش كنار تربت زهراي اطهر است

 

 آتش زدند خانه ي او را حراميان                                  اين اجر خوبي پدر و ارث مادر است

                                                

 جز تل و خاك نيست نشاني از آن مزار                         الحق كه ننگ آل سعود ستمگر است

 

 قامت خميده تن شده مانند شمع آب                          اين شاهد جنايت منصور كافر است

 

 بر او بريز اشك كه اين گريه نزد حق                             با گريه بر حسين ثوابش برابر است

 

                                      با آنكه بسته است به رويش در بقيع

 

                                  ((ميثم)) هماره چشم اميدش بر اين در است  

 

          شهادت امام جعفر صادق(ع) رییس مکتب فقه شیعه را به حضرت ولی عصر 

               امام زمان(عج) و همه ی شیعیان آن حضرت تسلیت عرض می نمایم.

 


لينك ثابت نوشته شده در چهارشنبه بیست و دوم مهر 1388ساعت 7:46 توسط هلنا

 

براي كمال توبه و تماميت آن نيز شرايطي چند است و كسي كه خواهد توبه ي او به سر حد

كمال باشد و زنگ معصيتي كه كرده بالمّره از آيينه دل او زدوده شود بايد بعد از تلافي و تدارك

هر معصيتي به دوام ندامت و قضاي عبادت و اداي مظالم پيوسته بر حال خود گريان و هميشه

متألم و محزون باشد؛وبه ازاي آن معصيت نفس خود را به زحمت بيندازد و رياضت دهد ودر اكل

و شرب تقليل نمايد.

مروي است كه :((شخصي در خدمت حضرت علي (ع)گفت:((استغفرالله)).آن حضرت فرمود:

مادرت بر تو بگريد آيا مي داني حقيقت استغفار چيست؟!به درستي كه استغفار درجه ي عليين است.

و بر مجموع شش معني مي شود:

اول:پشيماني بر گذشته.

دوم:عزم بر ترك گناه در مدةالعمر.

سوم:أدا كردن حقوق مردم.

چهارم:قضا كردن هر واجبي كه فوت شده.

پنجم:گداختن هر گوشتي حرام روييده به حزن و الم،تا پوست به استخوان چسبد و گوشت تازه برويد.

ششم:الم و زحمت طاعت و عبادت به بدن چشانيدن به ازاي آنچه از شيريني معصيت چشيده.چون

كسي اين شش امر را به جا آورد بگويد:((استغفرالله)).

مراد حضرت در اينجا،استغفار كامل است.ومراد آن نيست كه استغفار كردن بدون مجموع اين شش امر

لغو و بي فايده است؛زيرا شكي نيست كه تلفظ به كلمه ي ((استغفرالله))از روي اخلاص با فهميدن معني

آن نيز موجب تخفيف عذاب است.بلكه گفتن آن از براي ثواب اگرچه معني آن را نفهمد خالي از ثواب

نيست.همچنان كه بسياري از عوام مي گويند.

از حضرت امام جعفر صادق(ع)مروي است كه:((توبه،((حبل الله))و((مددعنايت))اوست و لابد است از

مداومت آن.و از براي هر طايفه از بندگان توبه اي است.تا اينكه فرمودند كه:اما توبه طايفه عوام آن است

كه باطن خود را از گناهان بشويد به آب حسرت و اعتراف به گناه و پشيماني بر گذشته و ترسناك بودن بر

آنكه ديگر مثل آن از براي او صادر شود.وبايد گناهان را سهل و حقير نشمارد و دايم بر تقصيرات خود در

بندگي خداگريان و متأسف باشد.و خود را از شهوت هاي نفسانيه محافظت نمايد و استغاثه به خدا نمايد

كه او را اعانت فرمايد بر وفاي به توبه و محافظت كند او را از عود به گناه و رياضت دهد نفس خود را به

عبادت و مجاهده و واجباتي كه از او فوت شده قضا نمايد و ستمي كه بر كسي كرده تدارك آن كند و آنچه

از حقوق مردمان در ذمه او باشد ادا كند و از هم صحبتان بد اجتناب نمايد و شبها را به بيداري به صبح

رساند و روزها را به تشنگي روزه به شب آورد و هميشه در عاقبت كار خود تفكر نمايد و از خدا استعانت

جويد كه در حالت وسعت و شادي و زمان سختي و بدحالي او را بر جاده شريعت مستقيم و ثابت بدارد و

در بلاها و مصيبتها صبر كند تا از درجه توبه كنندگان ساقط نشود و چون چنين كند از گناهان خود پاك و

عمل او زياد و درجات او بلند مي گردد.))

و از جمله شرايط توبه آن است كه:سعي نمايد كه آثار كدورت و ظلمت كه از گناهان بردل او مجتمع شود

به نور طاعت محو كند؛زيرا هر شهوت و معصيتي كه از انسان صادر مي شود از آن ظلمت و تيرگي بر دل

مي نشيند و چون بسيار شد دل زنگ مي گيرد و اگر زنگ بسيار بر روي هم جمع شود دل او فاسد مي

كند و ديگر قابل اصلاح و صفا نمي شود.پس كسي كه توبه مي كند بايد آثار گناهان گذشته را از دل خود

محو كند و محو آنها به طاعات و عبادات مي شود؛زيرا همچنان كه به سبب معصيت ،ظلمت و كدورت به

سراچه ي دل مي رسد همچنين از عبادات نوري در آن حاصل مي شود و به واسطه ي آن نور ظلمت

معاصي زدوده مي گردد. همچنان كه حضرت پيغمبر(ص) فرمود كه :((در عقب هر گناهي عبادت كن تا آن

را محو كند.))

بنابراين بايد توبه كار نفس خود را بر طاعات و تكاليفي كه مخالف با معاصي است ملزم نمايد تا

اثرمعصيت را بزدايد؛زيرا دفع هر مرضي به ضدّ آن مي شود.پس اگر در مجامع لهو و لعب غنا شنيده باشد

كفاره ي آن را به شنيدن قرآن و مواعظ و احاديث و نشستن در مساجد و امثال آن جبران كند،و كفاره ي

شرب خمر را رياضت نفس و تشنگي تحمل نمايد،و كفاره ي خوردن چيز حرام را بعد از تصدق قيمت آن

روزه داشتن و به كم خوردن قناعت كند،و همچنين هر چيزي را به مناسب آن معالجه كند تا اثر آن گناه

محو شود و اگرچه دفع آن به عبادت ديگر غير مناسب هم ممكن است ليكن معالجه مناسب زودتر اثر مي

كند.  

                                                    منبع:كتاب معراج السعادة (عالم ربّاني ملا احمد نراقي)


لينك ثابت نوشته شده در شنبه چهارم مهر 1388ساعت 16:22 توسط هلنا

 

ضدّ اصرار بر معاصي،توبه و پشيماني است.واصل توبه به معني بازگشت و رجوع است.

و مراد در اينجا بازگشت به خداست و خالي ساختن دل از قصد معصيت،ورجوع از ترك آنها

در آينده و تلافي تقصيرات. و حقيقت توبه به سه چيز متحقق مي گردد:

اول:به قوت ايمان و نور يقين؛زيرا هرگاه بنده اي را ايمان به خدا و اعتقاد به پيغمبراو باشد و به

فرموده ي ايشان اعتماد داشته باشد و بداند گناهي كه از او صادر شده حجابي ميان او و آنچه خدا

وعده فرموده است از سعادات دنيويه و اخرويه و مراتب عاليه و درجات متعاليه مي باشد البته آتش

پشيماني در دل او افروخته مي شود؛واز ياد معاصي گذشته متألم مي گردد.واگر ايمان او سست و

اعتقاد او نادرست باشد از اين حالت،خالي،و پشيماني كه يكي از اجزاي توبه است از براي او حاصل

نمي گردد.

دوم:به پشيماني و ندامت از كرده ي خود؛ به اين معني كه دل به ياد آنچه از او صادر شده است از

گناهان متألم و محزون شود و آرزو كند كه اي كاش!آن عمل از او صادر نشده بود.و به سبب صدور

آن قرين تأسف و الم باشد،و اين نتيجه يقين سابق است؛زيرا مادامي كه يقين به اين كه به واسطه ي

معصيت به درجه ي هلاكت مي رسي نداشته باشي پشيماني از براي تو حاصل نمي گردد.

سوم:ترك آنچه مرتكب آن است از معصيت در حال،و عزم بر ترك آن در تتمه ي عمر خود،وقصد

تلافي تقصيري كه از او صادر شده؛و اين نتيجه ي پشيماني مذكور است.پس مادامي كه اين امر متحقق

نشود توبه حاصل نمي گردد.

بعضي توبه را عبارت از اين سه مي دانند و جمعي ديگر مي گويند:توبه همان ندامت و پشيماني است

و يقين مذكور مقدمه ي آن و ترك در مستقبل ثمره آن است.

وبنابراين قول اشكالي لازم نمي آيد در خصوص كسي كه معصيتي از او صادر شده باشد و بعد از

اين مقدور او نباشد.مثل .كسي كه گناهي بكند و بعد چنان پير شده باشد كه ديگر صدور آن گناه از او

متصور نباشد يا گناهي ديگر كرده باشد كه بعد از توبه چندان زنده نماند كه ديگر تواند آن گناه را بكند.

زيرا كه اگر چنين شخصي را نتوان گفت كه در تتمه ي عمر آن گناه را ترك كرده وليكن ندامت و پشيماني

برگذشته در حق او ممكن است.پس اگر توبه همان پشيماني باشد از براي چنين شخصي توبه ميسر

باشد و توبه ي او مقبول خواهد شد.

ليكن بنابر قول اول كه ترك معصيت در مستقبل كرده باشد لازم نمي آيد كه از براي اين شخص توبه ميسر

نباشد؛زيرا ترك گناه در وقتي صورت مي پذيرد كه قدرت بر آن داشته باشد و كسي كه نتواند گناهي را

بكند نمي گويند آن را ترك كرد و اين منافي ظاهرشرع است.

واز اخبار مستفاد مي شود كه:((توبه قبول مي شود اگرچه اين قدر زنده نماند كه ديگر نتواند آن معصيت

را بكند.))

بعضي ديگر وجوهي چند در دفع اين اشكال بنابراين قول گفته اند،كه چندان فايده اي در ذكر آنها نيست.

و ظاهر اين است كه توبه همان ندامت و پشيماني برگذشته است با عزم ترك در آينده،در صورت قدرت

و امكان.و اما نفس ترك كردن آن،ثمره ي توبه است.

 

                                                     منبع: كتاب معراج السعادة (عالم ربّاني ملا احمدنراقي)


لينك ثابت نوشته شده در پنجشنبه دوم مهر 1388ساعت 21:57 توسط هلنا