ضدّ اصرار بر معاصي،توبه و پشيماني است.واصل توبه به معني بازگشت و رجوع است.
و مراد در اينجا بازگشت به خداست و خالي ساختن دل از قصد معصيت،ورجوع از ترك آنها
در آينده و تلافي تقصيرات. و حقيقت توبه به سه چيز متحقق مي گردد:
اول:به قوت ايمان و نور يقين؛زيرا هرگاه بنده اي را ايمان به خدا و اعتقاد به پيغمبراو باشد و به
فرموده ي ايشان اعتماد داشته باشد و بداند گناهي كه از او صادر شده حجابي ميان او و آنچه خدا
وعده فرموده است از سعادات دنيويه و اخرويه و مراتب عاليه و درجات متعاليه مي باشد البته آتش
پشيماني در دل او افروخته مي شود؛واز ياد معاصي گذشته متألم مي گردد.واگر ايمان او سست و
اعتقاد او نادرست باشد از اين حالت،خالي،و پشيماني كه يكي از اجزاي توبه است از براي او حاصل
نمي گردد.
دوم:به پشيماني و ندامت از كرده ي خود؛ به اين معني كه دل به ياد آنچه از او صادر شده است از
گناهان متألم و محزون شود و آرزو كند كه اي كاش!آن عمل از او صادر نشده بود.و به سبب صدور
آن قرين تأسف و الم باشد،و اين نتيجه يقين سابق است؛زيرا مادامي كه يقين به اين كه به واسطه ي
معصيت به درجه ي هلاكت مي رسي نداشته باشي پشيماني از براي تو حاصل نمي گردد.
سوم:ترك آنچه مرتكب آن است از معصيت در حال،و عزم بر ترك آن در تتمه ي عمر خود،وقصد
تلافي تقصيري كه از او صادر شده؛و اين نتيجه ي پشيماني مذكور است.پس مادامي كه اين امر متحقق
نشود توبه حاصل نمي گردد.
بعضي توبه را عبارت از اين سه مي دانند و جمعي ديگر مي گويند:توبه همان ندامت و پشيماني است
و يقين مذكور مقدمه ي آن و ترك در مستقبل ثمره آن است.
وبنابراين قول اشكالي لازم نمي آيد در خصوص كسي كه معصيتي از او صادر شده باشد و بعد از
اين مقدور او نباشد.مثل .كسي كه گناهي بكند و بعد چنان پير شده باشد كه ديگر صدور آن گناه از او
متصور نباشد يا گناهي ديگر كرده باشد كه بعد از توبه چندان زنده نماند كه ديگر تواند آن گناه را بكند.
زيرا كه اگر چنين شخصي را نتوان گفت كه در تتمه ي عمر آن گناه را ترك كرده وليكن ندامت و پشيماني
برگذشته در حق او ممكن است.پس اگر توبه همان پشيماني باشد از براي چنين شخصي توبه ميسر
باشد و توبه ي او مقبول خواهد شد.
ليكن بنابر قول اول كه ترك معصيت در مستقبل كرده باشد لازم نمي آيد كه از براي اين شخص توبه ميسر
نباشد؛زيرا ترك گناه در وقتي صورت مي پذيرد كه قدرت بر آن داشته باشد و كسي كه نتواند گناهي را
بكند نمي گويند آن را ترك كرد و اين منافي ظاهرشرع است.
واز اخبار مستفاد مي شود كه:((توبه قبول مي شود اگرچه اين قدر زنده نماند كه ديگر نتواند آن معصيت
را بكند.))
بعضي ديگر وجوهي چند در دفع اين اشكال بنابراين قول گفته اند،كه چندان فايده اي در ذكر آنها نيست.
و ظاهر اين است كه توبه همان ندامت و پشيماني برگذشته است با عزم ترك در آينده،در صورت قدرت
و امكان.و اما نفس ترك كردن آن،ثمره ي توبه است.
منبع: كتاب معراج السعادة (عالم ربّاني ملا احمدنراقي)